تبليغاتX
مسافر آخر (امام زمان)

مسافر آخر (امام زمان)

امام زمان

یاد یاران ....

یاد باد آن روزگاران........

                       یاد باد............

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 9:55  توسط علی مفدم  | 

شرط دیدن امام زمان (عج)

شرط دیدن امام زمان (عج)

اهمیت دیدن امام زمان(عج)

از مرحوم آیت الله آقا شیخ محمد تقی بهلول رحمة الله علیه؛ پرسیدند: كه چه وقت می‌شود به حضور آقا امام زمان، ارواحنا فداه، مشرّف شد؟

فرمودند: با تقوا باشید؛ وقتی كه بین شما و حضرت صاحب الامر عجل اللله تعالی فرجه الشریف؛  سنخیّت باشد.

سپس فرمودند: دیدن امام زمان، روحی‌فداه، مهم نیست، مهم این است كه او ما را ببیند. خیلی‌ها هم علی علیه‌السلام را دیدند اما دشمن او شدند. اگر كاری كردیم كه نظر آنها را جلب كنیم، آن ارزش دارد.

آیة ‌الله امجد در مورد مرحوم آیت الله آقا شیخ محمد تقی بهلول فرمودند:

ایشان یك انسان وارسته‌ای است، توكل عجیبی دارد، او یك انسان عتیقه است، چرا كه عتیقه‌جات، معمولاً كمیاب و قیمتی هستند، او هم كمیاب است و هم قیمتی.

مرحوم علامه بهلول(ره) اهل شعر و ادبیات نیز بوده که جریان زندگی خود را به شعر سروده است ؛ که قطعاتی از آن از نظر شما می گذرد :

 

به سال یكهزار و سیصد و سى

دو كمتر سال, مهتابى نه شمسى

به روز هشت ماه جیم(1) ثانى

مرا شد جا در این دنیاى فانى

به سال هشتمین از فضل یزدان

به مكتب حفظ كردم كل قرآن

از آن ساعت الى ده سال تكمیل

مرا بوده است, شغل و كار, تحصیل

وز آن پس مدت ده سال دیگر

بدم از واعظان و اهل منبر

پس از آن از قضاى چرخ مائل

شدم با فتنه سختى مقابل

به مشهد گشت بر پا آتش جنگ

زمین ها گشت از خون, ارغوان رنگ

 

منبع:

برگرفته از كتاب ملكوتی خاك‌نشین و ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 9:26  توسط علی مفدم  | 

در حاشیه‌ی دیدار مردم چالوس با رهبر انقلاب



باران رحمت آمده

در حاشیه‌ی دیدار مردم چالوس با رهبر انقلاب

زنگ تفریح اول صدایش درآمد. دبستان كنار محل استقرارمان. یكی از مسوولین دبستان به دختر بچه‌ها گفت: «فردا با توجه به حضور مقام معظم رهبری و دیدار مردمی، مدرسه تعطیله.»
صدای جیغ و فریاد خوش‌حالی دختر بچه‌ها رفت هوا. دخترها بچه‌تر از این بودند كه برای آمدن رهبر جیغ و هورا كشیده باشند، احتمالاً برای تعطیلی وسط هفته خوش‌حال بودند. به هر حال آن‌قدر ذوق زده شدند كه ما هم از خوش‌حالی آن‌ها خوش‌حال شدیم.
□□
مسیری كه رفتیم تا برسیم به ورزشگاه، به تجربه باید شلوغ می‌بود، كه نبود. اكبری گفت: پس مردم كجا هستند؟ گفتم: حواست كجاست؟ این خیابان -خیابان رادیو دریا- یك سرش می‌خورد به شهر، یك سرش هم به دریا. انتظار نداری كه مردم از دریا بیایند به طرف شهر!
به ورزشگاه كه نزدیك شدیم، دیدیم مردم از سوی دیگر خیابان سرازیرند.
□□
شب قبل با رفقا تصمیم گرفتیم توی شهر دوری بزنیم. بعد از كلی ایستادن كنار خیابان، تاكسی‌ای ایستاد، سوار شدیم. شیطنتم گُل كرد. گفتم: «آقای راننده، شنیدم خیلی بگیر و ببند كردند برای آمدن رهبر!»
راننده گفت: «چی؟ اینا همه‌اش حرفه. قدمشون سرِ چشم. اصلاً اینجا امنه. می‌خوای كیفتو بزار كنار خیابون 4 روز دیگه بیا بردار. این حرف‌ها نیست. همه‌اش شایعه است.»
گفتم: «یك روز درآمدتان كم می‌شه. فكر كنم این خیابان را می‌بندند. شما هم كه خط تاكسی‌تون همین جاست؟»
گفت: «درآمد مهم‌تره یا بركت؟ رهبر كه می‌یاد اینجا، بركت هم می‌یاد انشاءالله.»
شیطنتم پژمرده شد!
□□
صبح چهارشنبه هوا ابرآگین بود. سه‌شنبه هم همین‌طور بود و بعد آفتاب شد و حسابی گرم. با تجربه روز قبل، عكاس‌ها و فیلم‌بردارها با لباس‌های تابستانی آمدند، ما هم. درست از وقتی كه رفتیم بالای سكّوی خبرنگارها، هوا ابری‌تر شد و بعد نم‌نم باران و بعدتر بارانی مردانه! گاهی به هم دل‌داری می‌دادیم كه: باران شماله، الان قطع می‌شه. و گاهی هم به هم بیم می‌دادیم كه: این باران قطع شدنی نیست. قطع نشد باران و آمد حسابی! ما هم دوش گرفتیم، هم‌راه مردم كه منتظر رهبر بودند.
□□
باران كه شدید شد یك عده از مردم از در ورزشگاه خارج شدند. بقیه‌ای كه جلوتر بودند فریادشان بلندتر شد كه «ای پسر فاطمه، منتظر تو هستیم» و «ای رهبر آزاده، آماده‌ایم آماده‌»
صداها آن‌قدر بلند بود كه آن‌هایی كه رفته بودند، فكر كردند رهبر آمده و برگشتند. ورزشگاه دیگر خالی نشد جز فقط گوشه‌ای از آن كه به خاطر جایگاه خبرنگارها نمی‌شد از آن‌جا جایگاه رهبر را دید.
□□
رهبر كه آمد به جایگاه، مردم شعار دادند، درهم و برهم. شعارهای‌شان ولی زود قطع نشد. شاید 5 دقیقه شاید هم بیش‌تر. صحبت كه آغاز شد، مردم ساكت شدند. آن‌قدر ساكت كه وقتی رهبر بین جمله‌هایش كمی مكث می‌كرد، صدای قطره‌های باران كه می‌ریخت روی سر مردم، می‌آمد.
□□
عكاس‌ها عزا گرفته بودند. نگران دوربین‌ها و لنزهای‌شان بودند كه مال خودشان هم نبود. مال خبرگزاری‌ها بود. هم می‌خواستند بروند و دوربین‌ها را نجات بدهند، هم حسادت حرفه‌ای مانع‌شان می‌شد به راحتی دل بكنند.
□□
جلوی جایگاه رهبر قایقی كوچك گذاشته و با تور ماهی‌گیری تزئینش كرده بودند. روی قایق نوشته بود: «چون تو را نوح است كشتی‌بان، ز طوفان غم مخور».
□□
وسط صحبت‌های رهبر مردم تكبیر گفتند. رهبر صبر كرد تا تكبیر تمام شود. بعد از تكبیر شعار دادند، باز هم رهبر صبر كرد. مردم شعار را طول دادند. لحن رهبر عوض شد و دل‌سوزانه گفت: ما تا كی باید شما را زیر باران نگه داريم!
مردم كه انگار به‌شان برخورده بود هم‌آهنگ شدند كه: باران رحمت آمد/ رهبر ما خوش آمد.
باران شدیدتر شد. رهبر كمی گوش داد به این شعار مردم و بعد با بغض گفت: این لطف شماست در این شكی نیست ولی من زیر سقفم و شما زیر باران. این برای من ناگوار است،
و مردم جواب دادند و حرف آخر را زدند: ما اهل كوفه نیستیم/ علی تنها بماند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 15:33  توسط علی مفدم  | 

مانع ظهور آقا ماییم

آیت الله العظمی بهجت

 

سلام بر مهدی! آخرین ذخیره خدا بر روی زمین!

 

مولا جان!

 

دیگر بس است،  این درد طاقت سوز هجران.

جانا! تا به کی در پشت پنجره انتظار، رؤیای آمدنت را به نظاره بنشینیم؟

ای در کنج زندان غیبت همچنان محبوس!

 و ای گناه ما، میله های زندان تو!

هزار و اندیست که چشم به راهان قدومت، بر لب فغان دارند و بر جگر خراش.

هزار و اندیست که دلهای منتظران، در تمنای وصالت، در جان آه می پرورند ودر سینه داغ.

عمری است که در کوچه سار انتظار سرگردان وحیرانیم.

تو را  چه می شود، اگرشب سرد و فسرده فراقمان را به صبح دل انگیز وصالت آذین بندی؟

چگونه است، که این همه طلب و تمنا گره از کارفرو بسته ما نمی گشاید؟ بگو چه چاره کنیم؟

آیا نه وقت آن رسیده که نقاب از چهره برگیری و بازار حسن فروشان جهان را به یکباره رونق ببری؟!

آری!

... اینک همسفر با قافله منتظران، دست انابت به امید اجابت به درگاه حق "جل و علا"  برمی داریم و خدای را به تضرع و زاری می خوانیم که:

بار الها!

نسیم ظهور دولت حجتت را به لطف و کرمت بر ما بوزان!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 16:24  توسط علی مفدم  | 

یافاطمه

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

بنام خدا
یک فاطمه بود و یک جهان غم
شد قامت وی ز داغ غم ،خم
یک سوی غم فراق بابا
یک سوی غم جفای اعدا
از فتنه قوم در ثقیفه
گشتند دگر کسان خلیفه
دنیاطلبان و دین فروشان
کردند به پا بساط عصیان
کردند چراغ راه خاموش
کردند غدیر را فراموش
چون فاطمه دید این ستم را
برداشت علیه آن علم را
با چشم پر آب از غم باب
می رفت به خانه های اصحاب
می گفت مگر شما نبودید
در خم ز رسول این شنودید
هر کس که مرا ولی بداند
باید علی اش ولی بماند
بیعت به علی مگر نکردید
امروز چرا عمل نکردید
هر کس به بهانه های واهی
تایید نهاد بر سیاهی
بستند ید یدالهی را
بردند ز خانه اش علی را
د ل خسته و زار و دل شکسته
او ماند و سرای در شکسته
می سوخت در سرای زهرا
میرفت ز کف عزیز زهرا
شد محسن او چو غنچه پرپر
خوش رفت به جانب پیمبر
القصّه ز غصه گشت پرپر
این پاره پیکر پیمبر
گفتا به علی به شاه لولاک
در شب کفنم نما ودر خاک
دفنم کن و قبر من نهان کن
ایمن ز جفای دشمنان کن
د رقبر نهاد جسم زهرا
گفتا به رسول، ابن عمّا
این پیکر دخترت بتول است
کز فتنه ی امتت ملول است
بستان ز من این امانت خویش
خود با تو بگوید ا زدل ریش
گوید به تو او ز هر سبیلی
از درب سرای و روی نیلی
از هجر تو وفراق این ماه
گویم غم خویش در دل چاه
پاسخ تبیان :
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:45  توسط علی مفدم  | 

چرا با دیدن یوزارسیف یاد احمدی‌نژاد می‌افتیم

چرا با دیدن یوزارسیف یاد احمدی‌نژاد می‌افتیم

راه و هدف پیامبران و صالحان از ازل تا ابد، عبودیت خداوند متعال، عدالتمحوري، مهرورزي، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالي همه جانبه معنوي و مادي بوده است و قطعا هرکس که با نیت خیر قدم در این راه بگذارد، بیش از پیش به صالحان و نیکان روزگار شبیه تر به نظر خواهد رسید؛

و شاید به همین دلیل است که امروز وقتی تاریخ را می خوانیم یا می بینیم، گاهی وضعیت های تاریخی را می توان در برخی حوادث روزگار خود تطبیق داده و عمق آن را مورد تحلیل قرار داد...

داور ::: دولت احمدي نژاد و رهبر (يوزارسيف واحمدي نژاد)

بدون آنکه قصد تشبیه احمدی نژاد و حضرت یوسف(ع) را داشته باشیم، می توان گفت که بسیاری از مخاطبان با دیدن یوزارسیف در سریال یوسف پیامبر(ع) یاد احمدی نژاد و راهش و دشمنی های مخالفانش می افتند، چون:

* یوسف(ع) همواره می کوشد بدون هیچ پرده پوشی، حرفهایش را مستقیما با مردم در میان بگذارد

* همنشینان و دوستان یوزارسیف، محرومان و مستضعفان هستند و ساکنان مقر حکومت، از این کار یوزارسیف خوششان نمی آید و او را در دل و گاهی به زبان ملامت می کنند

* یوسف پیامبر به صورت سرزده در منطق محروم حضور می یابد تا مستقیما از اوضاع مستضعفان باخبر باشد و درد محرومان را هیچگاه از یاد نبرد. یوزارسیف همانجا از خداوند می خواهد که مستضعفان را بر مرفهان بی‌درد غلبه دهد

* یوزارسیف برای خیر و صلاح مردم طرح هایی دارد و آن را در جمع مردم بیان می کند اما دشمنان یوزارسیف با شبهه افکنی، تلاش می کنند اقدامات و تصمیمات او را غیرکارشناسی و نادرست جلوه دهند و مردم را از اطاعت آن دستورات برحذر دارند

داور ::: دولت احمدي نژاد و رهبر (يوزارسيف واحمدي نژاد)

* یوزارسیف دستور جمع آوری آمار و اطلاعات اقتصادی خانواده ها در نقاط مختلف کشور را صادر می کند تا بهتر و عادلانه تر بتواند امور را اداره کند و به نفع محرومان تغییر دهد اما مافیا که علاوه بر قدرت جانبی، توان اقتصادی هم دارند، سعی در ناکام ماندن این طرح دارند و می کوشند با فعالیت اقتصادی موازی، طرح صحیح و عادلانه را با شکست مواجه کنند

* یوسف پیامبر همواره با توکل به خدا و اعتماد به فهم مردم، می کوشد نامی از دشمنان و توطئه گران به میان نیاورد اما توطئه گران از این مساله سوء استفاده می کنند و خود را در حاشیه امن می پندارند اما مردم کم کم همه چیز را درک کرده اند

* آنخمائو سرکرده مخالفان یوزارسیف در خفا با تحریک و دستمایه قرار دادن نزدیکان خود، توطئه های مختلف را علیه پیامبر خدا طراحی و به اجرا می گذارد و در محافل عمومی نیز با حرکات و بیان جملات نیش گونه و شبهه ناک می کوشد موقعیت یوزارسیف را تضعیف کند

* مخالفان یوزارسیف به کارشکنی و توطئه اکتفا نمی کنند و حتی قصد جان او را داشتند که به خواست خداوند یوزارسیف از ترور، جان سالم به در برد و گفت که قصد ترورش را داشته اند

* یوزارسیف به عنوان عزیز مصر، فقط خود را متعلق به مرکز کشور نمی داند و به سفرهای استانی می رود تا فقط به گزارش های ماموران و فرستادگان خود اکتفا نکند، بلکه از نزدیک در جریان امور مردم باشد و درددل محرومان را بشنود

داور ::: دولت احمدي نژاد و رهبر (يوزارسيف واحمدي نژاد)

* مخالفینی که خود را تشخیص دهندگان مصلحت کشور می پندارند، اینگونه القا می کنند که یوزارسیف غریبه است و از ابتدا در جمع ما نبوده و نباید امور به او سپرده می شد اما یوزارسیف با پشتکار و ایمان به خداوند، راه حق را پی می گیرد و مردم هم روز به روز بیشتر به حقانیت او پی میبرند ...

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 23:3  توسط علی مفدم  | 

قولي به امام زمان(عج) بدهيم

قولي به امام زمان(عج) بدهيم

شفاعت همسايه عيّاش

امام زمان(عج)

ابوبصير از اصحاب امام صادق(عليه‌السلام) تعريف مي‌كند كه: همسايه‌اي داشتم كه از همكاران سلطان ظالم و ستمكار بود و ثروت زيادي از كنار اين سلطان به دست آورده بود، و كنيزان و غلاماني داشت و هر شب مجلسي از عيّاشان تشكيل مي‌داد و به لهو و لعب و عيش و طرب مي‌گذرانيد و چند كنيز آوازه‌خوان و مطرب داشت كه مي‌خواندند و شراب مي‌دادند و مي‌خوردند. چون اين فرد همسايه من بود هميشه صداي آن منكرات از خانه او به گوش ما مي‌رسيد و ما را ناراحت مي‌كرد.

چندين بار به او گوشزد كردم كه صداي ساز و آوازت، موجب اذيت و آزار من و خانواده‌ام مي‌شود؛ ولي متاسفانه توجه نمي‌كرد، و اصرار و تكرار من به جايي نمي‌رسيد؛ تا يك روز گفت: من مردي مبتلايم و اسير شيطان شده‌ام اما تو گرفتار شيطان و هواي نفس نيستي. اگر وضع مرا به صاحب خود آقا حضرت صادق(عليه‌السلام) بگويي شايد حضرت دعايي كرده و خداوند مرا از پيروي نفس نجات دهد.

ابوبصير مي‌گويد: سخن آن مرد بر دلم نشست. وقتي خدمت امام صادق(عليه‌السلام) رسيدم؛ داستان همسايه‌ام را به آن حضرت عرض كردم. حضرت فرمود: وقتي كه به كوفه برگشتي او به ديدن تو خواهد آمد، به او بگو جعفر بن محمد(عليهماالسلام) مي‌گويد اگر كارهاي زشت و ناپسندت را ترك كني؛ من برايت بهشت را ضمانت مي‌كنم.

اي دوست عزيز كه در حال خواندن اين مطلب هستي؛ حاضريد كه امروز به امام عصرمان،‌ مهدي فاطمه(عليهماالسلام) قولي بدهيم؟

قول بدهيم كه دست از گناهامون برداريم تا امام زمان(عج)، رضايت خدا، خود و در نهايت بهشت را برايمان تضمين كند.

وقتي به كوفه برگشتم مردم به ديدنم آمدند آن همسايه‌ام نيز با آنها بود، وقتي مهمان‌ها رفتند و اطاق خلوت شد؛ گفتم وضع تو را براي امام صادق(عليه‌السلام) شرح دادم حضرت فرمود: سلام مرا به او برسان و بگو آن اعمال زشتت را ترك كن تا من برايت بهشت را ضمانت كنم.

آن مرد تا اين سخن را شنيد گريه‌اش گرفت. گفت تو را به خدا آقا امام صادق(عليه‌السلام) اين حرف را به تو زد. گفتم به خدا قسم حضرت اينگونه فرمودند. گفت: براي من همين بس است و از منزلم خارج شد.

پس از چند روز كه گذشت فردي را به دنبال من فرستاد، وقتي نزد او رفتم ديدم پشت در ايستاده و برهنه است گفت: هر چه مال داشتم در محلش صرف كردم و چيزي باقي نگذاشتم، براي اين است كه بدون لباس مانده‌ام. من سريع به دوستان مراجعه نموده و مقداري لباس كه او را تامين كند تهيه كرده، و برايش آوردم.

بعد از چند روز پيغام داد مريض شده‌ام بيا تو را ببينم. در مدت بيماري‌اش مرتب از او خبر مي‌گرفتم و با داروهايي به معالجه‌اش مشغول بودم. بالاخره يك روز به حال احتضار رسيد. در كنار بسترش نشسته بودم و او در حال مرگ بود. در آن حال بيهوش شد؛ وقتي بهوش آمد در حالي كه لبخند مي‌زد گفت:

اي ابابصير صاحبت امام صادق(عليه‌السلام) به وعده خود وفا كرد، اين را گفت و ديده از جهان بست.

در همان سال وقتي به حج رفتم در مدينه خدمت امام صادق(عليه‌السلام) رسيدم، در منزل اجازه ورود خواستم، همين كه وارد منزل شدم هنوز يك پايم در خارج منزل بود كه حضرت فرمود: اي ابابصير ديدي ما به وعده خود نسبت به همسايه‌ات وفا كرديم؟!

اي دوست عزيز كه در حال خواندن اين مطلب هستي؛ حاضريد كه امروز به امام عصرمان،‌ مهدي فاطمه(عليهماالسلام) قولي بدهيم؟

قول بدهيم كه دست از گناهامون برداريم تا امام زمان(عج)، رضايت خدا، خود و در نهايت بهشت را برايمان تضمين كند.

و چه چيز بالاتر از اين كه خدا و امام زمان(عج) از ما راضي باشد؟

چه چيز لذت بخش‌تر از اين است كه امام زمان(عج) به گونه‌اي به ما خبر دهند كه از شما راضي هستم؟

راهش واضح و روشن است و امام صادق(عليه‌السلام) به ما آموزش داده‌اند. بياييم و از امروز قول دهيم كه اعمال ناپسند را ترك كنيم. براي راحت انجام شدن اين كار، مي‌توانيم تمرين كنيم و گناهان را يك به يك كنار بگذاريم و از خود امام زمان(عج) مدد جوييم. يقين داشته باشيم كه اگر با اخلاص درخواست كنيم، حتما كمكمان مي‌كنند. 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:5  توسط علی مفدم  | 

سه دسته منتظر

امام زمان علیه السلام

ما سه دسته منتظر داریم:

1. کسی که از دور زیاد یاد امام می‌کند و انتظار دیدار او را می‌کشد تا علایم و آثاری از امامش را ببیند، که فرموده‌اند: افضل اعمال انتظار الفرج؛ برترین کارها انتظار فرج است.

2. کسی که آثار و جای پا و جلوه‌ای از امام دیده است، که فرموده‌اند: فان ذلک فرجکم: پس به درستی که فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) فرج خود شماست. یعنی انتظار و دعا کردن برای خود شما گشایش و فرج می‌آورد.

3. اگر انتظار، کامل شود و محبت به کمال برسد طوری می‌شود که اگر حضرت مهدی(علیه‌السلام) را در ظاهر ببیند و یا نبیند در یقین او اثر ندارد، بلکه در همه وقت ایشان را با قلب خود مشاهده می‌کند. مانند پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و اویس قرنی که به ظاهر اصلا یکدیگر را ندیدند، اما هرگز از هم جدا نبودند.

امام سجاد(علیه‌السلام) می‌فرماید: ان اهل زمان غیبته افضل اهل کل زمان لان الله تعالی اتاهم من العقل والفهم والمعرفه حتی صارت الغیبة عندهم بمنزلة المشاهده؛منتظرین واقعی در زمان غیبت، از مردم تمامی زمان‌ها افضل هستند زیرا آنقدر از جانب خداوند عقل و فهم و معرفت پیدا کرده‌اند که غیبت و شهود برای آنها یکسان شده است.


+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:1  توسط علی مفدم  | 

درس نامه انتظار

گل نرگس

موعود آخرالزمان از زبان امیرالمومنان علیه السلام

 

ما حضرت علی علیه السلام را دوست داریم. سخنان او را هم که مانند دانه های مروارید به رشته ای زیبا در آمده بر گردن بلند بالای اندیشه و فکرمان می آویزیم. این آویز زمانی جلوه گر و تلالو فزونتری می یابد که نور عمل بر آن بتابد. آنگاه این درهای سفید، هزار رنگ زیبای الهی از جمال و جلال را باز می تاباند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به ما در طول بیست و سه سال آموخت علی معیار حق است که عَلیٌ مع الحق و الحق مع علی یدور حیث مادار .   علی علیه السلام همراه با حق است و حق نیز همراه با علی علیه السلام است و این حق است که همواره مریدانه به دور علی علیه السلام می گردد. پس هر که را علی علیه السلام بستاید، حقیقتا ستوده الهی است و هر آن را که براند، مغضوب و ملعون اله. او در کلام خویش بارها امام علی علیه السلام سال ها و بارها آخرین صبح تاریخ بشریت را نوید داده اند و دریا دریا موج امید به پا کرده اند. نهج البلاغه بخشی از این پرده ی آخر را در خود دارد. با امید به دستگیری (باب العلم) که لقب عطا شده از سوی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به امیر مومنان علیه السلام است. از این هفته مبارک در درس نامه انتظار به معرفی خطبه ها و کلام حضرت علی علیه السلام می پردازیم که تصویر آخر الزمان با قلم کلام علوی بر لوح جان پاک شما مشتاقان منتظر امام منتظر ترسیم می گردد.   انشاء الله

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 22:58  توسط علی مفدم  | 

نزدیکی ظهور در بیان حضرت امام (ره)


 

بشارت ظهور در بیان حضرت امام(ره):

انقلاب ما آغاز نصضت جهانی اسلام به پرچمداری حضرت حجت است.

گویی جهان مهیا می شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال مستضعفان و محرومان

انقلاب اسلامی ایران با تایید خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است و انشاء الله با گسترش آن قدرتهای شیطانی به انزوا کشیده خواهند شد و حکومت مستضعفان برپا و زمینه برای برپایی حکومت جهانی مهدی آخرالزمان(عج) مهیا خواهد شد. - 1360

 ما امروز دورنمای صدور انقلاب را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش می بینیم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است ، امید بخش آتیه ای روشن است و وعده خداوند متعال را نزدیک و نزدیک تر می نماید. گویی جهان مهیا می شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال محرومان و حکومت مستضعفان .

 من امیدوارم که ما به مطلوب حقیقی برسیم و متصل بشود این نهضت به بزرگ اسلامی و آن نهضت ولی عصر(ع) است.

امید آن است که مسلمانان و مستضعفان به پا خیزند و داد خود را از مستکبران بگیرند و مقدمات فرج آل محمد(ص) را فراهم نمایند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 22:41  توسط علی مفدم  |